|
حس غریب
|
|
|

من یه قایقم
یه قایق بی مسافر
تو اون دور دورای دریا
شایدم یه غروب باشم
یه غروب سرخ تو دل دریا
جایی که نمی ذارم آسمون به دریا برسه
|
|
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |
|
|
| |
|
امروز من
|
|
|
چه سخته زندگی با بودن اما نبودن..
با داشتن اما نداشتن..
با نزدیکی اما با کلی فاصله..
چه سخته دیدنت زمانی که مال من نیستی..
زمانی که حتی اجازه ندارم دستات رو بگیرم تا شاید کمی هم دستان من گرم بشن..
زمانی که حتی نمی تونم به برق چشمات نگاه کنم، در حالی که خودم خودم رو محکوم به این حکم میکنم..
چه قشنگ بود اون روزایی که داشتمت حتی با اینکه می دونستم ندارمت..
و چه تاریکه امروز که شاید دارمت اما باور نمی کنم..
شاید اگه عاشق نبودی..
امروزم روز سفیدی بود..
راستی امروز چه رنگیه..؟!
|
|
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 |
|
|
| |
|
نگاه
|
|
|
سلام دوستای گلم چطور مطورید؟
من که اصلا خوب نیستم چون نت نداررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.............
دیگه به بزرگواری من ببخشید اگه نمی تونم زود زود بهتون سر بزنم..
عوضش یه پست واستون گذاشتم هلووووو..
تشریف ببرید پایین..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دوست داشتن همیشه گفتن نیست
گاه سکوت است
و گاه نگاه
ای غریبه..
این درد مشترک من و توست
که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم..
|
|
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 |
|
|
| |
|
!!!!!!!!
|
|
|
شجاع باش
اگر نیستی به آن تظاهر کن
هیچ کس تفاوتش را نمی فهمد..
|
|
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 |
|
|
| |